سيد علي اكبر قرشي

974

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

را كوبيدم : « فامّا الناكثون فقد قاتلت و امّا القاسطون فقد جاهدت و اما المارقة فقد دوّخت » خ 192 300 ، دربارهء ملائكه فرموده : « المارقة من السماء الدنيا اعناقهم » خ 1 41 ، گردنهايشان در بلندى از آسمان دنيا گذشته و بالا رفته است . « لا تمرقوا منها و لا تبتدعوا فيها . . . فانّ اهل المروق منقطع بهم عند اللّه يوم القيامة » خ 176 253 از طريق حق خارج نشويد و در آن بدعت نگذاريد كه از دين خارج شوندگان روز قيامت از خدا بريده‌اند . مره : ( مثل شرف ) خالى شدن چشم از سرمه ، فاسد شدن چشم از ترك سرمه ، و به قولى سفيد شدن زيرا پلكهاست « امره » آنكه چشمش آزرده و تباه و مريض است جمع آن « مره » ( مثل قفل ) است و فقط يك بار در « نهج » به كار رفته ، در وصف مجاهدين فى سبيل اللّه فرموده « و سلبوا السيوف اغمادها . . . مره العيون من البكاء خمص البطون من الصيام ذبل الشفاه من الدعاء » خ 121 17 شمشيرها را از غلافها بدور كرده‌اند چشمشان از گريه تباه و آزرده ، شكمشان خالى به علت روزه ، لبهايشان از دعا خشكيده است . مروان : مروان بن حكم بن ابى العاص بن اميه بن عبد شمس پسر عموى عثمان بن عفان و داماد اوست ، دشمن خدا و رسول بود ، در سال دوم هجرت متولد شد و چون متداول بود كه هر مولودى را خدمت حضرت مى آوردند كه در حق او دعا كند ، مروان را كه خدمت آن حضرت آوردند فرمود : « هو الوزغ بن الوزغ ( 1 ) الملعون بن الملعون » و چون پدر مروان يعنى حكم بن العاص توسط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از مدينه به طائف تبعيد شده بود مروان را « ابن الطريد » مى گفتند و ملّقب به « وزع » بود ، مروان از دشمنان سر سخت خدا و رسول ص و در عداوت على عليه السلام بى قرار بود . مادر بزرگ مروان يعنى مادر پدرش « زرقاء » نام داشت و از زنان مشهود به زنا « و ذوات الاعلام » بود . به هر حال اسم او فقط يك بار در « نهج » آمده است ، آنجا كه امام

--> ( 1 ) . وزغ قورباغه نيست ، بلكه سوسمار بخصوصى است نظير چلپاسه كه در شوره‌زارها زندگى مىكند . خزندهء كثيفى است .